تبليغاتX
کوشک

کوشک

نمی دانم که روزنامه های صبح را می خوانيد یا نه (البته  عصرها  بجز اطلاعات روزنامه ای چاپ نميشه ) اما شرق و اعتماد ملی، امروزواقعا خواندنی بودند. در شرق يک گفت وگو با رئيس اداره کتاب ارشاد وسرمقاله  امروز آن که خشايارديهيمی نوشته، بسيار خواندنی است، و در اعتماد ملی هم مصاحبه مهدی غبرائی در مورد کتاب ريتمها و دما سنج آن که خواندنی است. از دست ندهيد.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 18:55  توسط ساکن کوشک  | 

ديروز خبری شنيدم که بسيار جالب و شگفت­انگيز بود. طبق مصوبة دولت يا مجلس از ابتدای سال 1385 حقوق وعوارض گمرکی سازهای وارداتی به کشور از 10% به 70% افزايش می­يابد. يعنی قيمت هر ساز به علاوة 70%  قيمت آن. نمی دانم با اين خبر چگونه و از چه زاويه ای بايد برخورد کرد. خيلی فکر می­کنم ولی فقط به يک نتيجه می رسم. من فکر ميکنم يعنی محدويت بيشتر و البته بی سر و صدا .شما چه فکر می­کنيد؟!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 9:6  توسط ساکن کوشک  | 

کتاب تکنيکِ گيتار به زودی منتشر خواهد شد. به نظرم خواندن اين  کتاب برای تمام موسيقی­دانان و نوازندگان لازم است. بخصوص بخش هائی که در مورد فيزيولوژی دست و تکنيک های تفسير موسيقی است. 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 22:59  توسط ساکن کوشک  | 

اين جايم و ريشه­های جانم آن­جاست

شادابی باغ ِ ارغوانم آن­جاست

ديريست در اين قفس, نفس می­شکنم

گر خاک شود تنم, روانم آن­جاست

 

رضا مقصدی عزيز زنگ زده بود تا نوروز را تبريک بگويد و مانند هميشه ما را شرمندة محبت خود کند. گفت بيست رباعی­اش در ايران شناخت با مقدمه­ای از دکتر جليل دوستخواه منتشر شده است. حيفم آمد که اين مقدمه و رباعی­ها را نخوانيد.

  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 18:6  توسط ساکن کوشک  | 

نمايشگاه موسيقی فرانکفورت از امروز شروع می­شود و شعار امسال نمايشگاه« زندگی به اميد موسيقی يا برای موسيقی» است.  نمايشگاهی که همه ساله تمام سازندگان لوازم موسيقی , ناشران آثار موسيقی و هر کسی که به نوعی کاری در ارتباط با موسيقی انجام می­دهد در آن شرکت می­کند. حقيقت اين است که ديدن اين نمايشگاه و آشنائی با دنيای حقيقی موسيقی و موسيقی­دانان فرصتی است که نبايد به راحتی آن را از دست

داد, هر چند که به هزار و يک دليل ما نمی­توانيم به راحتی از اين نمايشگاه ديدن کنيم. من دو سال پيش اين نمايشگاه را ديدم  و کمترين سود آن اين بود که با انستيتو اُرف صحبت کرديم قرار شد يکی از دست اندرکاران يا به عبارتی يکی از سرشناس ترين استادان ارف برای برگزاری يک دورة آموزشی به اِيران بيايد , البته اگر همة کارها خوب پيش برود و مشکل ديگری پيش نيايد. البته اين در کنار کارهای ديگری که انجام شد و به همت دوستِ خوبم اورنگ قرار است که پيگيری شوند و...خلاصه کنم, اگر می­شد که  راحت به آنجا رفت شايد...........

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 9:30  توسط ساکن کوشک  | 

ميان اين همه دلواپسي در مورد همه چيز و هيچ چيز و ....... شعرخوانی و بهارخوانی از لذت های بزرگ و شيرين تعطيلات است. پيش تر شعری از رضا مقصدی را در اين جا آورده بودم. حالا بد نيست اين بهار نويسی های  شاعران ايرانی را بخوانيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 11:26  توسط ساکن کوشک  | 

صبح آمده است درود بر اين خورشيد

در سينه ما دميد اميد سپيد

ازکوچه صدای آشنا می آيد

در باز کن ای بهار نوروز رسيد

سالی ديگر و نوروزی ديگر آمد.سال پيش سال خوبی نبود (يا بود؟) هر چه بود تمام شد.اميد که امسال سال خوبی باشد و به خوشی به پايان برسد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 8:8  توسط ساکن کوشک  |