تبليغاتX
کوشک

کوشک

از چهارشنبه که از رسیتال پیانو خانم کریستینا برندن برگشتم می خواستم در مورد برنامه او چیزکی بنویسم.بی اغراق بگویم که اجرا خیلی خوب و عالی بود.البته من از بتهوونی که زد خوشم نیامد اما شومان و اسکریابین و شوپن را بسیار عالی زد بخصوص شومان را. در اجرای رمانتیک ها آن سیلان احساس و روندگی به خوبی مشهود بود و...... البته یک حسن این رسیتال این بود که خانم برندن برای بیز یا به عبارتی قطعه ای که پس از تشویق می زنند اثری از کلارا شومان زد. من اولین بار بود که اثری از کلارا شومان شنیدم  وکلی محضوض شدم.( کلارا شومان همسر شومان بوده است.) یادم رفت بگویم این کنسرت خصوصی بود.  
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:32  توسط ساکن کوشک  | 


می خواستم از رسيتال پيانوی  خانم کريستينا بِرَندِن بنويسم ، اما اين شعر رضا مقصدی نازنين  را ديدم و به نظرم رسيد شعر راکه نسبت مستقيمی با موسيقی دارد،ابتدا بنويسم . این بهتر است.  

سبزینه های جنگل
باور نمی کنند
باران مهربان نگاهت را
بر برگ برگ من.
 
من تازه می شوم
چون آب در روایت یک چشمه، یک طلوع
آن نسترن که بوی ترا دارد
می داند
وقتی نگاه تو می بارد
من تازه می شوم.
 
وقتی تو نیستی
وقتی
باران مهربان نگاهت نیست
تنها صدای توست که می بارد
اینجا
بر دلم.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:24  توسط ساکن کوشک  | 

ديشب کنسرت داشتيم. از آن کنسرت هائی که تا آخرين لحظه هم معلوم نيست  برگزار می شود يا نه. مناسبت کنسرت هفتۀ فرهنگی کشور روسيه بود و گروهی از بهترين نوازندگان روسی  برای اجرا به ايران آمده بودند. اين برنامه  از آن رويدادهائی بود که در اين سالها کمتر اتفاق  افتاده است. من آخرين برنامه ای که به ياد  دارم مربوط به سال 1370 است که تریو پاريس به تهران آمده بود وهنوز که هنوز است از آن صحبت می شود . از حق نگذريم دیشب ارکستر سمفونيک تهران هم سنگ تمام گذاشت و عالی بود.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 9:0  توسط ساکن کوشک  |