تبليغاتX
کوشک

کوشک

چندی پیش یکی از دوستانم از خواب هائی که می دید می گفت و از شیاطینی که در خوابهایش٬ از پیش روی او٬ رژه می روند. این خواب ها تا مدتی اسباب تفریح ما بودند و....... اما چند روزی است که این شیاطین خود را به خواب های ما هم تحمیل کرده اند٬ خیلی جدی و رک. بازی ذهن است یا این که ذهن به پیشواز رویدادهای نا شناخته ی آینده می رود؟ نمی دانم٬ کاش آقای یونگ بود و این خواب ها را تعبیر می کرد.تعبیری دارد؟

امروز به کنسرت رفته بودم. کنسرتی که به طور کلی با کنسرت های متعارف تفاوت های اساسی داشت. امروز به کنسرت پایان دوره ی شاگردان مکتب پیانو ی خانم شهره قاجار رفته بودم. در این روزهائی که از در و دیوار نا امیدی موسیقائی می بارد دیدن و شنیدن اجرای کودکانی که آینده ی موسیقی کشور هستند مایه ی امیدواری نسبت به آینده است. پیش از کنسرت با خانم قاجار در مورد رویدادهای اخیر موسیقی می گپیدیم. جنس بیم و امیدهایمان یکی است. بعد از انقلاب کمتر پیانیست خوبی دیده ام. امروز با دیدن سولیستهای خردسالی که قاجار تربیت می کند به آینده بیشتر امیدوار شدم.

تقریبا همه از رویدادهای اخیر که در حوزه ی موسیقی روی داده است ناراضی هستند.کنسرت ها یکی پس از دیگری کنسل می شود . اعتماد ملی هم این موضوع را دیروز منعکس کرده بود. این هفته گزارشی که شبکه ARD از تمرین ارکستر تهیه کرده بود در روز یکشنبه از این شبکه پخش شد.این گزارش به مناسبت کنسرت ارکستر سمفونیک تهران دراوسنا بروک آلمان بود. 

شاید لحنم کمی تلخ است. تلخی هم بخش از زندگی است. شیاطین در خواب هایمان چه می کنند؟؟؟ 

  

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 0:53  توسط ساکن کوشک  | 

همیشه و در گفت و گو با دوستان از جمله موضوع هایی که مورد بحث بود یکی هم بی خبری اهالی موسیقی از هم بود. در حقیقت بر خلاف دیگر گروهای هنری که هر یک صنف و تشکل خاص خود را دارند اهالی موسیقی در این زمینه اصلا و ابدا هیچ تشکلی ندارند. در واقع جائی به نام پاتوق اهل موسیقی نیست که جماعت آنجا شوند و .......... این ایده را اول بار آقای سعید شریفیان مطرح کردند و بنا شد تا یک جائی را برای جمع شدن انتخاب کنیم که به دلایلی تا به حال این امر میسر نشده بود. یکی از مشکلات ماجرا هم البته طرح ترافیک و زوج و فرد  واین گونه مسائل بود. حالا فکر می کنم شاید این مکان را یافته باشیم. برای شروع هم قرار شده با معرفی کتاب تکنیک گیتار٬ که کیوان میرهادی ترجمه کرده است٬ شروع کنیم. با یک تیر دو نشان است. تا چه پیش آید.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 23:35  توسط ساکن کوشک  | 

 گرایش به دموکراسی سرنوشت مقدر همه ی ما انسان هاست و نه فقط درعرصه ی سیاست، که در کل حیات فکری و فرهنگی جوامع اجتناب ناپذیر می نماید و....این روند چه طرفدارش باشیم و چه مخالفش، بازگشت ناپذیراست.
این ها نخستین سطرهای کتاب دموکراتیک شدن فرهنگ اثرکارل مانهایم است که توسط پرویز اجلالی ترجمه و به تازگی توسط نشر نی منتشر شده است. در خواندنی وجذاب بودن کتاب که در اصل شکی نیست و حقیقتا باید آن را خواند ؛نه یک بار بلکه چند بار. اما آ نچه مرا به نوشتن واداشت زنده شدن یک خاطره ی با مزه است.  سال ها پیش،بی ادبی است،اما جوانترکه بودم  به دلیلی که الان یادم نیست اسیر دست دوم فروشی های جلوی دانشگاه ومیدان انقلاب بودم  برای گیر آوردن  ایدئولوژی و اتوپیای همین آقای مانهایم. تقریبا هر روز پلاس بودم. البته کاری هم نداشتیم . کیف هم می کردیم. جوانی بود و یک دنیا آرزو. آن سال ها تقریبا کتابی نبود و ما هم خوره کتاب.البته تقصیر ما نبود جو گیر شده بودیم و کسی هم چیزی نمی گفت. ما هم فکر می کردیم تمام مشکلات زندگی و جهان با خواندن این کتاب حل می شود. کتاب را پس از مدتها یا فتم. در  جمعه بازار که آن زمان در کوچه ی مرغی ها پشت شمس العماره بود. وقتی کتاب را دیدم احساس اهالی ماکاندئو در صد سال تنهائی مارکز را داشتم که یخ را دیده بودند. به هر حال چیزی حدود 16 یا 17 سال از آن زمان می گذرد. گاهی فکر می کنم علت و انگیزه ای که ما را بر آن می داشت که به دنبال کتاب و ...... باشیم چه بود؟ امروز کافی است که به یک کتاب فروشی بروی و با کتاب های جذاب و خواندنی در تمام زمینه ها مواجه شوی که ما روزی آرزوی یافتن و خواندنشان را داشتیم ونبود. اما امروز که هست چرا خوانده نمی شود؟علت رویگردانی و عدم استقبال از کتاب و تیراژ پایین و شرم آور کتاب در چیست؟ کمتر پاسخی می یابم. علت را در کجا باید جست؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 1:30  توسط ساکن کوشک  | 

کمتر پیش می آید که از فعالیت های موسیقایی موسیقی دانان ایرانی خارج از کشور آگاه شویم. مثل این برنامه که به نام پروژه ی ایران توسط ارکستر سمفونیک بی بی سی و به همت امیر مهیار تفرشی پور انجام شده است. یا شناختی از موسیقی دانان ایرانی نداریم . کاری هم  از دست کسی ساخته نیست. ما آخرین اخبار راجع به فلان خواننده ی کوچه بازاری یا............ را دنبال می کنیم اما از آهنگ سازی به نام بهزاد رنجبران که در بهترین و مهم ترین مدرسه ی موسیقی دنیا آهنگسازی درس می دهد خبر نداریم. البته این اشاره ی کوچکی از بسیار است. کسی هم مقصر نیست.
+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 18:19  توسط ساکن کوشک  |