تبليغاتX
کوشک

کوشک

بالاخره تمرین های ما برای سفر به آلمان به پایان رسید. همه ی آثاری که اجرا می کنیم یک طرف " فیه ما فیه " آخرین کار نادر مشایخی به یک طرف. اثری بی نهایت زیبا و شنیدنی. و نگاهی بی نهایت زیبا و انسانی٬ و البته دموکراتیک٬ به موسیقی ایرانی ....... ( در این باره یک دنیا حرف دارم اما موجب سوء تفاهم می شود٬ پس بی خیال.) این یک سوی ماجرا است. سویه ی دیگر ماجرا صحبت های دیروز آقای ایمانی٬ معاون هنری ارشاد٬ است. مثل همیشه صحبت ها زیبا بود و شنیدنی٬ اما این که نتیجه ای داشته باشد یا نه؟ من که بعید می دانم. پیشتر هم از کسان دیگری این حرف ها را شنیده ایم.  ایمانی می گفت که ما تلاش می کنیم به مسئولان بقبولانیم که ارکستر سمفونیک خوب است و مورد نیاز. اما این که آیا مسئولان استدلال ایشان را بپذیرند یا نه بر ما پوشیده است. سالهاست که هر کسی که می آید می گوید ما به دنبال مجاب کردن مدیران سازمان مدیریت و برنامه ریزی هستیم که ردیف بودجه ی مخصوص بگیریم اما در عمل باز هم در نقطه ی اول هستیم. و البته ما هم کم کم پیر شدیم. و باز هم منتظریم. و ..... به قول دوست نازنینم ناصر رحیمی که دیروز از ایمانی پرسید آیا شما واقعا موسیقی می خواهید؟ اگر می خواهید که بگوئید٬ اگر نه تکلیف را مشخص کنید. و این داستان بی پایان همچنان ادامه دارد.       
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 16:22  توسط ساکن کوشک  | 

چند روزی است که این صحبت های فرهت بد جوری رفته توی اعصابم. گاهی فکر می کنم اگر آدم حرف نزنه نمی گن که........... 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 12:45  توسط ساکن کوشک  | 

 
چند سال پیش کتابی خواندم به اسم"بحث با بنیادگرایان" نوشته ی هوبرت شلایشرت با ترجمه ی دکتر نیکفر. کتاب از آن کتاب هائی بود که چند بار خواندم و طی سال هائی که از انتشارش گذشته به تناوب هر از چند گاهی سری به آن زده ام. کتاب مرجعم است. از وقتی ماجرای لبنان پیش آمده است یاد بخشی از کتاب افتادم که بی ارتباط با اوضاع کنونی نیست که در واقع پیش بینی امروز است: "بر من هر اسمی که می خواهی بگذار. بگو دیو٬ بگو قاتل... از حالا به بعد شاید دیگر برای همیشه دوره ی وراجی در باره ی مطلق بینی اخلاق یهودی به سر رسد. وراجی در باره ی درس های اخلاقی پیگرد و کشتار یهودیان٬ از یهودیانی که منزه و تزکیه یافته از کوره های آدم سوزی بیرون آمدند.دیگر تمام شد. ما آشغال ها را دور ریخته ایم. کشتار صبرا و شتیلا٬ بمباران مدام بیروت و آن حمام خون کوچولو ـ پانصد عرب٬ بگو کشتاری دیگر! ـ همه ی این اعمال صالحه پایانی بودند بر یاوه گویی در باره ی "قوم برگزیده ی خدا " و " نور همه ی خلق ها."خدا را شکر می کنیم که ما را از دست این مزخرفات نجات داد...
درازی کند مجازات می شود. نیمی از خاکش را می گیریم و نیمی دیگر را به آتش می کشیم. و همین طور نفتشان را. می کشیمشان از جمله با بمب اتم... هیچ میدانی که در پایان چه نصیبمان خواهد شد؟... یک صلح واقعی٬ صلحی پایدار و سرزنده.

این دوره ی خشونت که به سر رسید٬ آنگاه نوبت شماست که نوشته هایتان را برای ما بخوانید٬در اینجا فرهنگ و ارزش های اخلاقی و انسان دوستی پرورش دهید٬ با خلق های دیگر به تفاهم برسید٬نور خلق ها بشوید٬ دولتی انسان گرا برپا سازید که رشک جهانیان را برانگیزد. پس از آن می توانید برای اینکه راضی و خشنود باشید٬معذرت خواهی کنید... دوره می شود دوره ی همزیستی گرگ و میش و پلنگ و بزغاله و اینجا می شود یک باغ وحش تر و تمیز. به شرطی که که در پایان کار ماگرگ باشیم و این عرب های همسایه میش.

من خودم حاضرم برای بنی اسرائیل دست به هر کثافت کاری بزنم٬ هر وقت لازم شد عربها را بکشم ٬بزنم و برانم و بسوزانم و نسبت به خود نفرت برانگیزانم... اگر تردید نمی کردیم امروزه می توانستیم قال قضیه را کنده باشیم٬ الآن دیگر ملتی بودیم معمولی با گذشته ای اندکی جنائی٬ مثل بقیه. مثل انگلیسی ها٬فرانسوی ها و آلمانی ها. مثل آمریکائی ها که فراموش کرده اند که چه بلائی بر سر سرخپوستان آوردندو مثل استرالیائی ها که نسل بومیان آن سرزمین را تقریبا برانداختند. کدام ملتی است که این کارها را نکرده باشد؟ چه اشکالی دارد که ما ملتی باشیم متمدن٬ قابل احترام اما با گذشته ای اندکی جنائی؟ شریف ترین ملت ها نیز این طوری اند."
 این مطلب بخشی از مصاحبه ای است که اموز از ( Oz ) نویسنده ی اسرائیلی با یکی از هواداران خشونت ورزی علیه فلسطینیان و همسایگان عرب اسرائیل انجام داده است.
من هیچ توضیحی ندارم. مطلب گویاست.
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 21:54  توسط ساکن کوشک  | 

در سرزمین رویائی تصویر هائی از رویدادهای دردناکی که در لبنان می گذرد دیدم. این روزها به هر جا سر می زنی این تصویرها را می بینی. خشونت وحشتناکی که هر روز ابعاد وحشیانه و وحشتناک آن دامنه ی وسیع تری می گیرد. چه باید کرد؟ در آینده تاریخ فقط از فاتح یاد خواهد کرد بی آن که اشاره ای به کیفیت پیروزی او کند. دنیای مضحکی است. 
کمتر از ۳ هفته ی دیگه برای کنسرت به اوسنابروک آلمان می رویم. خنده ام می گیره٬ از حضور شیاطین که کماکان حضور مسلط دارند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 15:34  توسط ساکن کوشک  | 

 سيروس تسليمی مطلبی نوشته به نام " جبهه ای بدون خرج و مهمات" که  آن را ديروز در شرق خواندم. نوشته ی تسليمی چنان گويا است که نياز به هیچ توضيحی ندارد.
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 7:53  توسط ساکن کوشک  |