تبليغاتX
کوشک

کوشک

مدتی است که حوصله ی نوشتن ندارم. البته بماند که در این مدت چند مطلب خیلی خوب هم خواندم که بهانه ی خوبی برای نوشتن بود اما چه کنم٬ تقصیر من نیست. بخشی از این بی حوصلگی مربوط به کار حرفه ای موسیقی و مسائل مربوط به آن است. پیشتر هم نوشته بودم. کار حرفه ای موسیقی در ایران بعد از انقلاب همیشه سخت بود اما در این شرایط سخت تر شده است و ما هم بی حوصله تر. کمتر پیش می آمد که بچه های قدیمی ارکستر تا این اندازه بی حوصله و خسته باشند و البته دلزده از کار و شرایط کار. چند روز پیش در وبلاگی از ماجراهائی که برای خبرنگاران" آینده نو" پیش آمده بود می خواندم. شرایط آنها هم یه جورائی مثل ما است. البته طبیعی هم هست. فقط نمی دانم چرا تعجب می کنیم. راستش حوصله ی غر زدن هم ندارم. اما آنچه سبب نوشتن شد این نوشته ی موسیقی ما بود. و البته در کنار تمام این ها فرصت طلبی پاچه ورمالیده  و تازه به دوران رسیده های جامعه موسیقی که این روزها شنیدن نامشان هم حال آدم را بهم می زند. اما فقط از یک چیز تعجب می کنم آن هم این است که چرا تعجب می کنیم؟!!
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 12:19  توسط ساکن کوشک  |