دیروز مدیران کل ارشاد در شهرستان ها برای آشنائی و دیدار با ارکستر سمفونیک آمده بودند. در نوع خود دیدار جالبی بود و از حیث برخوردی که با ارکستر شد هیجان انگیز. هیجان انگیزتر زمانی بود که ارکستر برای اجرا به بعضی از استانها دعوت شد، که این در جای خود عالی است. اما نکته ای که مرا بر آن داشت که این سطرها را بنویسم نوع نگاه ویژه به ارکستر و ماهیت وجودی آن و تبیین آن برای مدعوین بود. در ابتدا رهبر ارکستر،نادر مشایخی ، در مورد ارکستر و فعالیتهای آن توضیحاتی داد وسپس، با اشاره به اجرای سمفونی هفتم بتهوون در شهر وین توسط ارکستر سمفونیک تهران وبازتاب ویژه آن در نقدهائی که در مطبوعات اتریش در مورد این اجرا شده بود و پیوند آن با اجراهای آتی ارکستردر آلمان ، به بازتاب مفید کار ارکستردر معرفی فرهنگ و هنر ایران اشاره کرد. مدت هاست که به ماهیت کاری که فوتبال و موسیقی می کنند، البته در دو حوزه متفاوت، فکر می کنم. درست است که فوتبال جادو یا پدیده قرن است و امروزه به صنعتی پول ساز تبدیل شده است اما در دنیای امروز موسیقی نیزدارای همین جایگاه است و البته شاید بالاتر. اما چرا در جامعه ما این جایگاه و نقش کارکردی ندارد؟ آیا مساله حرمت موسیقی و بحث های فقهی است؟ یا هنوز تاثیر و نقش آن در جامعه شناخته نیست و یا هست و کتمان می شود؟ یادم می آید سال پیش پس از انتخابات ریاست جمهوری آقای برزین مسول وقت موسیقی شهرداری که بانی ارکستر شهرداری تهران نیز بود با اطمینان از نقش و کارکرد آن ارکستر در پیروزی احمدی نژاد می گفت. حقیقت این است که اگر تا همین جا هم مسئولان فرهنگی جامعه نقش موسیقی را در تحولات اجتماعی و پیشرفت های اجتماعی پذیرفته باشند ولو به صورت مقطعی باید خوشحال باشیم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 10:19  توسط ساکن کوشک
|
