گرایش به دموکراسی سرنوشت مقدر همه ی ما انسان هاست و نه فقط درعرصه ی سیاست، که در کل حیات فکری و فرهنگی جوامع اجتناب ناپذیر می نماید و....این روند چه طرفدارش باشیم و چه مخالفش، بازگشت ناپذیراست.
این ها نخستین سطرهای کتاب دموکراتیک شدن فرهنگ اثرکارل مانهایم است که توسط پرویز اجلالی ترجمه و به تازگی توسط نشر نی منتشر شده است. در خواندنی وجذاب بودن کتاب که در اصل شکی نیست و حقیقتا باید آن را خواند ؛نه یک بار بلکه چند بار. اما آ نچه مرا به نوشتن واداشت زنده شدن یک خاطره ی با مزه است. سال ها پیش،بی ادبی است،اما جوانترکه بودم به دلیلی که الان یادم نیست اسیر دست دوم فروشی های جلوی دانشگاه ومیدان انقلاب بودم برای گیر آوردن ایدئولوژی و اتوپیای همین آقای مانهایم. تقریبا هر روز پلاس بودم. البته کاری هم نداشتیم . کیف هم می کردیم. جوانی بود و یک دنیا آرزو. آن سال ها تقریبا کتابی نبود و ما هم خوره کتاب.البته تقصیر ما نبود جو گیر شده بودیم و کسی هم چیزی نمی گفت. ما هم فکر می کردیم تمام مشکلات زندگی و جهان با خواندن این کتاب حل می شود. کتاب را پس از مدتها یا فتم. در جمعه بازار که آن زمان در کوچه ی مرغی ها پشت شمس العماره بود. وقتی کتاب را دیدم احساس اهالی ماکاندئو در صد سال تنهائی مارکز را داشتم که یخ را دیده بودند. به هر حال چیزی حدود 16 یا 17 سال از آن زمان می گذرد. گاهی فکر می کنم علت و انگیزه ای که ما را بر آن می داشت که به دنبال کتاب و ...... باشیم چه بود؟ امروز کافی است که به یک کتاب فروشی بروی و با کتاب های جذاب و خواندنی در تمام زمینه ها مواجه شوی که ما روزی آرزوی یافتن و خواندنشان را داشتیم ونبود. اما امروز که هست چرا خوانده نمی شود؟علت رویگردانی و عدم استقبال از کتاب و تیراژ پایین و شرم آور کتاب در چیست؟ کمتر پاسخی می یابم. علت را در کجا باید جست؟
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 1:30  توسط ساکن کوشک
|
