امروز به کنسرت رفته بودم. کنسرتی که به طور کلی با کنسرت های متعارف تفاوت های اساسی داشت. امروز به کنسرت پایان دوره ی شاگردان مکتب پیانو ی خانم شهره قاجار رفته بودم. در این روزهائی که از در و دیوار نا امیدی موسیقائی می بارد دیدن و شنیدن اجرای کودکانی که آینده ی موسیقی کشور هستند مایه ی امیدواری نسبت به آینده است. پیش از کنسرت با خانم قاجار در مورد رویدادهای اخیر موسیقی می گپیدیم. جنس بیم و امیدهایمان یکی است. بعد از انقلاب کمتر پیانیست خوبی دیده ام. امروز با دیدن سولیستهای خردسالی که قاجار تربیت می کند به آینده بیشتر امیدوار شدم.
تقریبا همه از رویدادهای اخیر که در حوزه ی موسیقی روی داده است ناراضی هستند.کنسرت ها یکی پس از دیگری کنسل می شود . اعتماد ملی هم این موضوع را دیروز منعکس کرده بود. این هفته گزارشی که شبکه ARD از تمرین ارکستر تهیه کرده بود در روز یکشنبه از این شبکه پخش شد.این گزارش به مناسبت کنسرت ارکستر سمفونیک تهران دراوسنا بروک آلمان بود.
شاید لحنم کمی تلخ است. تلخی هم بخش از زندگی است. شیاطین در خواب هایمان چه می کنند؟؟؟
