چند سال پیش کتابی خواندم به اسم"بحث با بنیادگرایان" نوشته ی هوبرت شلایشرت با ترجمه ی دکتر نیکفر. کتاب از آن کتاب هائی بود که چند بار خواندم و طی سال هائی که از انتشارش گذشته به تناوب هر از چند گاهی سری به آن زده ام. کتاب مرجعم است. از وقتی ماجرای لبنان پیش آمده است یاد بخشی از کتاب افتادم که بی ارتباط با اوضاع کنونی نیست که در واقع پیش بینی امروز است: "بر من هر اسمی که می خواهی بگذار. بگو دیو٬ بگو قاتل... از حالا به بعد شاید دیگر برای همیشه دوره ی وراجی در باره ی مطلق بینی اخلاق یهودی به سر رسد. وراجی در باره ی درس های اخلاقی پیگرد و کشتار یهودیان٬ از یهودیانی که منزه و تزکیه یافته از کوره های آدم سوزی بیرون آمدند.دیگر تمام شد. ما آشغال ها را دور ریخته ایم. کشتار صبرا و شتیلا٬ بمباران مدام بیروت و آن حمام خون کوچولو ـ پانصد عرب٬ بگو کشتاری دیگر! ـ همه ی این اعمال صالحه پایانی بودند بر یاوه گویی در باره ی "قوم برگزیده ی خدا " و " نور همه ی خلق ها."خدا را شکر می کنیم که ما را از دست این مزخرفات نجات داد...
درازی کند مجازات می شود. نیمی از خاکش را می گیریم و نیمی دیگر را به آتش می کشیم. و همین طور نفتشان را. می کشیمشان از جمله با بمب اتم... هیچ میدانی که در پایان چه نصیبمان خواهد شد؟... یک صلح واقعی٬ صلحی پایدار و سرزنده.
این دوره ی خشونت که به سر رسید٬ آنگاه نوبت شماست که نوشته هایتان را برای ما بخوانید٬در اینجا فرهنگ و ارزش های اخلاقی و انسان دوستی پرورش دهید٬ با خلق های دیگر به تفاهم برسید٬نور خلق ها بشوید٬ دولتی انسان گرا برپا سازید که رشک جهانیان را برانگیزد. پس از آن می توانید برای اینکه راضی و خشنود باشید٬معذرت خواهی کنید... دوره می شود دوره ی همزیستی گرگ و میش و پلنگ و بزغاله و اینجا می شود یک باغ وحش تر و تمیز. به شرطی که که در پایان کار ماگرگ باشیم و این عرب های همسایه میش.
من خودم حاضرم برای بنی اسرائیل دست به هر کثافت کاری بزنم٬ هر وقت لازم شد عربها را بکشم ٬بزنم و برانم و بسوزانم و نسبت به خود نفرت برانگیزانم... اگر تردید نمی کردیم امروزه می توانستیم قال قضیه را کنده باشیم٬ الآن دیگر ملتی بودیم معمولی با گذشته ای اندکی جنائی٬ مثل بقیه. مثل انگلیسی ها٬فرانسوی ها و آلمانی ها. مثل آمریکائی ها که فراموش کرده اند که چه بلائی بر سر سرخپوستان آوردندو مثل استرالیائی ها که نسل بومیان آن سرزمین را تقریبا برانداختند. کدام ملتی است که این کارها را نکرده باشد؟ چه اشکالی دارد که ما ملتی باشیم متمدن٬ قابل احترام اما با گذشته ای اندکی جنائی؟ شریف ترین ملت ها نیز این طوری اند."
این مطلب بخشی از مصاحبه ای است که اموز از ( Oz ) نویسنده ی اسرائیلی با یکی از هواداران خشونت ورزی علیه فلسطینیان و همسایگان عرب اسرائیل انجام داده است.
من هیچ توضیحی ندارم. مطلب گویاست.
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 21:54  توسط ساکن کوشک
|