از دیروز که این مطلب را خواندم بد جوری فکری شده ام. ما سال هاست که با این مساله مواجه ایم. اما چه باید کرد؟ یا چه می شود کرد؟ فکر می کنم به عنوان یک حرفه ای چه باید کنم؟ شاید در طول سال های پس از انقلاب هیچ گاه تا این اندازه بلاتکلیف و نگران نبوده ایم. و هیچ چیزی به اندازه ی نگرانی از آینده و بی فردائی روح آدم را نمی خورد. در این میانه سر و کله زدن با همه کاره های هیچ کاره را هم اضافه کنید. و ........... این ماجرا ادامه دارد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 10:58  توسط ساکن کوشک
|
